menusearch
shahidmadani.com

مدیریت هیجانات نوجوانان

header
جستجو
جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ | ۱:۱۲:۴۹
۱۴۰۱/۱۱/۱۱ سه شنبه
(0)
(0)
مدیریت هیجانات نوجوانان
مدیریت هیجانات نوجوانان

سخنران: حجت الاسلام و المسلمین تراشیون

مهم ترین دوره ی تربیت کودکی است؛ ولی پیچیده ترین دوره ی تربیت نوجوانی است؛ یعنی زمانی که نوجوان به این دوره می‌رسد یک پیچیدگی های خاصی پیدا می‌کند و یکی از پیچیدگی ها این است که در دوران کودکی بچه مانند موم در اختیار ما هستند و با یک اخم و تشر سریع بچه خود را تسلیم می‌کرد در مدرسه هم همین طور است ما معلمین معمولاً با دانش آموزان ابتدایی راحت تر ارتباط برقرار می‌کنیم؛ ولی در دورهی نوجوانی این ارتباط گیری سخت تر خواهد شد و ما باید سطح مهارت های تربیتی را با گروه سنی بالا ببریم و لذا در مرحله ی اول بحث بلوغ را در دختران و پسران توضیح خواهم داد. چه خصلت ها و ویژگی های در این دوران در دختران و پسران نوجوان شکل می‌گیرد.

ویژگی های دوران نوجوانی عبارتند از:

  1. گرایش به گروهان همسال(رفیق باز): گرایش به گذراندن اوقات فراغت با همسن و سال های خود. که این موضوع کار را پیچیده می‌کند و یک مانع و سدی برای ارتباط گیری شما با فرزندانتان می‌شود.
  2. علاقه مندی به انزوا: از خانواده فاصله می‌گیرند و بهترین زمان برای عمده ی نوجوانان زمانی است که پدر و مادر در خانه نباشند.
  3. توجه به خود: توجه به پوشش و آراستگی ظاهری(مدگرایی و مد پسندی)
  4. عدالت خواه: اولین اعتراضات فرزندان در دوران نوجوانی دیده می‌شود و اعتراضات جدی تر میشود و خانواده ها را به چالش می‌کشند، لذا اگر یک لحظه احساس کنند که معلم کوچکترین تبعیضی بین دانش آموزان می‌گذارد با او بد می‌شوند و ممکن است جایی که عدالت وجود نداشته باشد در رفتار آن پنهان کاری که قبلاً گفته بودیم خودش را نشان دهد. عدم توجه به خواسته و نیازها نتیجهاش بروز ناهنجاری ها است. سه مورد از ناهنجاری هایی که میتوان در نوجوان دید عبارتند از:
  • عصبانیت زیاد
  • بهانه گیر شدن
  • فراری شدن(دور شدن از والدین و وابسته شدن به دیگران): در این دوران گفت و گو با نوجوان خیلی تأثیر دارد. صحبت کردن با فرزندان بسیار تأثیر در زندگی و روابط‌ آنها دارد، نویسندهی کتاب سفیر در یکی از برنامه ها که صحبت می‌کردن گفتند: یکی از دلایلی که من به دهن شیر رفتم و سالم برگشتم این بود که مادرم با من خیلی حرف می‌زد، ما کم با فرزندانمان صحبت می‌کنیم و در خانواده ای که صحبت کم شود تنش بالا می‌رود، اگر با نوجوانان با صداقت صحبت کنید حتماً نتیجه خواهید گرفت. رسانه طبع سردی دارد و وقتی وارد خانواده‌ها می‌شود گفت و گوی کلامی را از بین می‌برد.
  1. امنیت خاطر(آرامش): پس از کاهش اوج بیماری کرونا آماری که داده شد نشان می‌داد حدود %22 دانش آموزان ما مشکلات و آسیب های روحی دارند و بچه هایی که الان باید در اوج شادی باشند دچار استرس و اضطراب هستند و حتی تیپ و مدلی هم که لباس می‌پوشد برای آرامش نیست؛ بلکه این استرس و اضطراب است که او را به این سمت کشانده است؛ یعنی این آسیب ها بوجود آمده است و یکی از دلایلی که ما اضطراب بچه ها را بالا بردیم بر سر مسائل درسی و مدرسه است که خصوصاً در دختر خانم ها این مسائل بیشتر دیده می‌شود در حالی که وقتی اسم مدرسه میآید بچه باید در آن محیط احساس آرامش داشته باشد و از حضور در این فضا لذت ببرد. سه عنصر که موجب آرامش در فرزندان می‌شوند عبارتند از:
  • روابط بین والدین
  • نوع رفتار با فرزند
  • محیط های اجتماعی(مدرسه و جاهایی که فرزندان آنجا قرار دارند.)

ما باید واقعیت جامعه را به فرزندانمان بگوییم نه خیلی اغراق کنیم و نه برخی موارد را دست کم بگیریم، بلکه به فرزندانمان واقعیت جامعه را بیان کنیم که در مواجهه با آن دچار آسیب نشوند و سعی کنیم به بچه ها استرس وارد نکنیم. الان این میزان استرس را در دانشگاه ها در بین دانشجویان می‌بینیم که اکثراً تمایل به رفتن به کشورهای دیگر دارند، نه آن کشورها بهشت هستند و نه کشور خودمان جهنم است، پس واقعیت را به نوجوانان بگویید چرا که اگر روح ناامیدی در بین فرزندان ایجاد شود بچه آسیب می‌بیند و این آسیبی نیست که فقط بخواهد به خارج از ایران برود؛ یعنی فشارهای عصبی و مشکلات زیاد می‌شود و نسل امروز اتفاقاً پذیرای بالایی در مواجهه با حقایق اجتماعی دارند.

  1. گرایش به جنس مخالف: خیلی از این روابط بین دخترها و پسرها زاییده ی این ویژگی است، این بحث گرایش نوجوان به جنس مخالف یک عمل کاملاً طبیعی در این دوران است؛ امّا ما یک فاصلهای بین رسیدن به این سن و ازدواج می‌اندازیم و لذا سخت خواهد شد شما گاهی اوقات پای صحبت این نوجوان ها که می‌نشینید خواهید دید که چه شرایطی را دارند. در همین هفته گذشته نوجوانی با بنده صحبت می‌کرد و می‌گفت که آیا می‌تواند در این سن برای ازدواج اقدام کند و این نوجوان 14 ساله که در اوج نوجوانی قرار دارد باید بگوییم تا 28 سالگی صبر کند در این شرایط این نوجوان دوست دختر پیدا خواهد کرد و نکته ای که می‌خواستم بیان کنم دقیقاً همین بود که در غرب فساد عادی نشده است، بلکه گناه و فساد را‌ آنها کنترل می‌کنند تا دسترسی آسان برای آن ایجاد کنند که این مسئله خطرناک هم هست و بنده نمی‌خواهم که راهکاری در این باره ارائه دهم؛ ولی کلّیت این است که با توجه به این که فضای جامعه باز شده است برای کاهش برخی از آسیبها باید سن ازدواج را پایین بیاورید در نوجوان خود این موضوع امید ایجاد می‌کند و جالب این است که در برخورد با این مسائل،برخی مسائلی از قبیل کودک همسری را بیان می‌کنند که همه ی این مطالب حرف است و اگر در حقیقت نگاه کنیم ما باید آزار رسانی به دختران نوجوان را در این مسائلی که در کشورهای دیگر اتفاق می‌افتد جلوگیری و کنترل کنیم، وقتی در مدارس آمریکا دختران 12 تا 16 سال % 81 مورد تجاوز قرار می‌گیرند اگر حرفی برای گفتن دارید باید جلوی چنین مسائلی گرفته شود، لذا این باید ایده ی ما باشد و این موضوع بد هم نیست و باید روی این ایده(ازدواج در سن پایین) کار بکنیم و باید فرزندانمان را بزرگ بار بیاوریم. هر کدام از این نوجوانان قابلیت دارند و اگر ما از انرژی فرزندان صحیح استفاده کنیم بچه های زیرک و هوشمندی هستند که ما‌ آنها را باور نداریم و مدام‌ آنها را سرکوب کردیم و ما باید‌ آنها را کمک و راهنمایی بکنیم.

براساس آمار کشور ایران دخترانی که در سن 18- 17 سال و پسران 20-19 ازدواج می‌کنند بهتر با هم کنار می‌آیند و شرایط همدیگر را می‌پذیرند. سن هر چه بالاتر می‌رود توقع ها و انتظارات بالاتر میرود و لذا این گرایش یک امری خدادادی است و باید نسبت این موضوع فکری کرد تا هم سلامت فرد و هم سلامت جامعه حفظ شود.

  1. روحیه ی کمک کاری: ما باید بدانیم که چگونه به نوجوانان مسؤلیت بدهیم.
  1. از کارهای مورد علاقه‌ آنها شروع شود.
  2. توجه به ظرفیت و توان‌ آنها شود.
  3. کارها و مسؤلیت ها گروهی داده شود.
  4. ما ناظر باشیم نه فرمانده

گاهی اوقات زمانی که شما می‌خواهید به فرزندان مسؤلیت بدهید اتفاقاً از چیزی شروع می‌کنید که او متنفر از این کار هست؛ مثلاً بردن زباله ها به بیرون از خانه و ... خوب این مدل شد و آیا این فرد مسؤلیت می­پذیرد و در اصل مشکل اصلی ما در مسؤلیت دهی به فرزندان این است که در زمانی که خودمان حال و حوصله نداریم و یا انرژی نداریم کار را به فرزندان می‌سپاریم که این مدلی نمی‌شود بچه را مسؤلیت پذیر بار آورد. بلکه باید از علاقه مندی های‌ آنها استفاده کرد و مسؤلیت داد؛ مثلاً پسرم این پول را بگیر و نیم کیلو از سر کوچه شیرینی بگیر تا با چای بخوریم، اگر نرفت بدانید به سایر نکات توجه نکردید؛ مثلاً دارد به فوتبال نگاه می‌کند و نمی‌رود و یا خسته است و باید ظرفیت و توان نوجوان را بسنجید. بخصوص در مراحل اول و در انجام کارهای گروهی شما نگاه کنید وقتی با مدیران مدارس صحبت کنید خواهید دید که این بچهها کارهایی را در مدرسه انجام می‌دهند که در خانه حاضر نیستند انجام دهند؛ ولی چون در گروه قرار میگیرند تمایل‌ آنها افزایش می‌یابد. در خانواده برای انجام گروهی تصمیمات و برنامه هایی باشد؛ مثلاً دوشنبه ها قرار گذاشته شود سر یک ساعت مشخصی همه با هم خانه را مرتب بکنید و هیچ برنامه ای در این ساعت قرار داده نشود و در همین جا هم باید ناظر باشیم نه دستوری کار کنیم و سعی کنیم که یک نظارت نرمی روی کارها داشته باشیم نه اینکه دستور و فرمان بدهیم.

  1. خودنمایی کردن(خودمحور بودن): لذا ما در این زمینه کم کار کردیم و کمتر پیش آمده است که نوجوان موفق را تشویق و او را به دیگران معرفی کنیم. یکی از نیازهای نوجوان دیده شدن هست اگر این نوجوان را نبینید در جای دیگر خودنمایی خواهد کرد و شما چقدر از این نوجوانان را در فضاهای مجازی مانند اینستاگرام و امثال‌ آنها می‌بینید که از خود فیلم و عکس به اشتراک میگذارند؛ چرا که دوست دارند دیده شوند و ما باید تلاش کنیم در مسیری صحیح خودنمایی نوجوانان را جهت دهی کنیم.

براساس این 8 ویژگی نوجوانان نتیجه می‌گیریم که این عوامل سبب تقویت هیجانات نوجوانی است و تک تک این موارد هیجانات نوجوان را بالا می‌برد و اگر ما بخواهیم هیجانات نوجوان را مدیریت کنیم باید شیوه‏ی مواجهه با این موارد را بدانیم که در جلسه آینده مطرح خواهد شد.

نکته پایانی:

در زمینه ارتباط با نوجوان و سایر افراد گام اول شناخت است؛ یعنی تا شما نوجوان خودتان را خوب نشناسید نمی‌توانید ارتباط خوبی با او برقرار کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 مدیریت هیجانات نوجوانان
سلسله مباحث سبک زندگی